تحلیل انتقادی عناصر ناتورالیستیِ داستان «انتری که لوطیش مرده بود» از چوبک

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی

2 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی- واحد نیشابور

چکیده

مکتب‌های ادبی یکی از معیارهای مهم برای نقد و ارزیابی آثار ادبی در دوره‌های گوناگون به شمار می‌روند. به این اعتبار که هر مکتب ادبی، نشان دهندۀ ویژگی‌هایی است که در اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هر دوره می‌گذرد، با نقد و بررسی آثار نویسندگان می‌توان به بخش مهمّی از این خصیصه‌ها پی برد و تحلیل روشن‌تری از شرایط اجتماعی ارائه داد. از جملۀ این مکتب‌ها، ناتورالیسم است که نخستین بار از طریق ترجمۀ آثار نویسندگان آمریکایی و اروپایی، در دورۀ مشروطه به حوزۀ ادبیّات فارسی راه یافت. در ایران، یکی از برجسته‌ترین نمایندگان ناتورالیسم، صادق چوبک است که هنرمندانه، مؤلّفه‌ها و قواعد این مکتب را در داستان‌های کوتاه خود به تصویر کشیده است. بر این پایه، آنچه در این جستار بدان پرداخته می‌شود، نقد و بررسی توصیفی- تحلیلی شماری از این مؤلّفه‌ها و قواعد در داستان «انتری که لوطیش مرده بود» است. چوبک با استفاده از عناصری همچون «توجّه به علم فیزیولوژیکی»، «دخالت دادن مسألۀ وراثت در رفتار و عملکرد شخصیّت‌ها»، «به‌کار بردن واژگان و مفاهیم به اصطلاح تابو و شکستن حرمت کاذب آنها»، «نفی آزادی و بیان جبر تاریخی و اجتماعی»، «استفاده از زبان محاوره برای شخصیّت‌ها»، «توصیف دقیق و شرح جزئیّات رویدادها»، «بیان عشق به عنوان یک نیاز جسمانی» و «پایان غم‌انگیز و ناخوشایند داستان»، ضمن آنکه فضای ناتورالیستی را در این قصّه حاکم کرده و بدان رنگ و بویی طبیعت‌گرایانه بخشیده، تا حدودی شرایط نابسامان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرده را به تصویر کشیده است.

کلیدواژه‌ها