تحلیل کهن الگویی حکایت آینه و زنگی در آثار شاعران بزرگ فارسی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

چکیده

 
در مقاله‌ی حاضر با مقدمه‌ای از تعاریف اصطلاحیِ تمثیل، حکایت تمثیلی، فابل و پارابل از نظر ادیبان به نقد کهن الگویی حکایتی عارفانه و اخلاقی از دیدگاه سه شاعر بزرگ سنایی، مولوی و نیمایوشیج پرداخته‌ایم و باز نموده‌ایم که در این حکایت زنگی در مواجهه با حقیقت واقعی خود و سایه‌ای که آن را خوش نمی‌دارد از راهنمای پیر فرزانه (آینه) می‌گریزد و به معرفت و شناخت صحیح دست نمی‌یابد.الگوی روان‌شناسانه – اساطیری این تحلیل بر مبنای مکتب یونگ بوده است. در این پژوهش با گذار از مبحث خوداگاه، ناخودآگاه، فرافکنی، سایه، نهاد، من و فرامن؛ بُن مایه‌ی مشترکِ این سه حکایت تمثیلی را در آثار سه شاعر مذکور مورد نظر و بررسی قرار داده‌ایم. الگوی متّحد و ساختارگرایانه‌ی این گونه حکایات نشان از وحدت ساختار روان و ناخودآگاه جمعی بشری دارد که در زیر ذهنِ خودآگاه نهفته است.
 

کلیدواژه‌ها