کهن الگوی جنگ بزرگ کی خسرو

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

چکیده

یونگ در تحلیل رویا از عناصری نام می‌برد که وجودشان را با هیچ یک از امور زندگی فردی نمی‌توان توضیح داد و ظاهراً شکل‌های ابتدایی، ذاتی و موروثی ذهن بشر را تشکیل می‌دهند. یونگ به این عناصر کهن‌الگو می‌گوید و آنها را نیرویی بالقوه در روان جمعی انسان‌ها می‌داند که با توجه به انگیزه‌ها و تحریکات بیرونی واکنش نشان داده و فعالیت خود را آغاز می‌کنند و در خیالبافی‌ها، رویاها و آثار هنری خود را نشان می‌دهند. در میان متون ادبی ایران شاهنامه به خاطر ساختار خاص اساطیری که دارد یکی از بهترین جایگاه‌ها برای تجلی و بازنمود کهن‌الگوهای ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. یکی از این کهن‌الگوها داستان جنگ بزرگ کی‌خسرو است که یک بار پیش از این به صورت اسطوره باران‌زایی متجلی شده و دوباره با حمله افراسیاب به ایران و رواج خشک‌سالی و کشته شدن سیاوش و برهم خوردن نظم کیهانی و شکسته شدن ساختار آسمانی روی زمین دوباره فعّال شده و در حماسه ملی ایرانیان متجلّی می‌شود، هدف نویسنده مقاله تحلیل این دو داستان به ظاهر متفاوت است و نشان‌دادن این نکته که این دو داستان دو تجلّی جداگانه از کهن‌الگویی است که در ناخودآگاه جمعی ایرانیان ثبت شده است.  

کلیدواژه‌ها